تاملی بر روز ملی شوراها    

نهم اردیبهشت در تقویم جمهوری اسلامی ایران نقطه عطفی است که براساس فرمان تاریخی معمار کبیر انقلاب اسلامی حضرت امام خمینی (ره) مبنی بر تشکیل شوراهای اسلامی در شهر‌ها و روستاها؛ به عنوان روز شورا‌ها نامگذاری گردید. این نامگذاری فرصت مناسبی است تا اهمیت، جایگاه و کارکردهای این نهاد اجتماعی محلی برای جامعه و افکار عمومی باز تعریف و بازشناسانده شود.

  شورا و مشورت یک اصل عقلی و مترقی است که آموزه های دین اسلام در کتاب و سنت نیز بر آن صحه گذاشته است. انقلاب اسلامی ایران که بر مبنای آموزه های اسلامی در چارچوب هدف سلبی خود با استبداد و خودرایی فرمانروایان به مبارزه برخاست و تحقق مشارکت عمومی مردم در تعیین سرنوشتشان را به عنوان یک هدف ایجابی برگزید و اصل مترقی شورا را مورد توجه جدی قرار داد . قانون اساسی در بیان اصول کلی حاکم بر نظام جمهوری اسلامی در اصل ششم شیوه اداره امور کشور را بر آراء عمومی مبتنی کرد و روش آن را انتخابات قرارداد، به علاوه در اصل هفتم نیز شوراها را از ارکان تصمیم گیری و اداره امور کشور ذکر کرده است. طبیعی است وقتی قانون اساسی جمهوری اسلامی در اصول کلی خود شورا را به عنوان ابزار تجلی اراده مردم و نهاد سیاسی تصمیم گیرنده مورد پذیرش قرار داده در اصول بعدی بیشتر به آن توجه کند بر همین اساس فصل هفتم این قانون به شوراها اختصاص یافته است. در این فصل طی اصول یکصدم تا یکصد و ششم وظایف، چگونگی انتخاب و سایر مسائل مربوط به شوراها مشخص شده است.

 اکنون پس از گذشت چندسال از آغاز به کار شوراها چند نکته بیش از پیش آشکار شده است. بدون تردید نوع برخورد جامعه ما با این مسائل بر تقویت یا تضعیف نهاد شورا و چشم انداز آینده این نهاد در اداره امور کشور بسیار تأثیرگذار است.

 

مبانی قانونی و حقوقی

  قانون اساسی جمهوری اسلامی تبیین شیوه انتخاب اعضای شوراها، چگونگی وظایف و اختیارات و نحوه نظارت آنها را به قانون عادی محول کرده است. مجلس شورای اسلامی از زمانی که برای اولین بار در آذر ۱۳۶۱ ماه قانون تشکیلات، وظایف و انتخابات شوراهای اسلامی کشور را در ۵۳ ماده به تصویب رساند تا زمانی که در خرداد ماه ۱۳۷۵ قانون کنونی شوراها را تصویب کرد، در دوره های مختلف قانون مزبور را در چندین مورد حک و اصلاح کرد. اما تحقق همه آنچه مدنظر تدوین کنندگان قانون اساسی از نهاد شورا بود در چارچوب قانون فعلی امکان پذیر نیست و این قانون نیازمند اصلاح و تقویت نظام شورایی است.

 

 

 تحقق فرهنگ شورایی

  شورا یک نهاد جمعی تصمیم گیری مبتنی بر شیوه دمکراسی است و بی شک شوراها بی واسطه ترين حلقه ارتباطی مردم، با حاكميت و نماد تجلی خرد جمعی هستند. در چنین چارچوبی جایی برای تک روی فردگرایانه باقی نمی ماند. بنابراین ضروری است آن دسته از افرادی که با نگرش غیر از این به عضویت شوراها در آمده اند نگاه خویش را تغییر دهند. مردم نیز باید این نکته را مدنظر داشته باشند و در انتخابات شوراها افرادی که دارای منش شورایی هستند برای این نهادها انتخاب کنند.

 

تعامل شوراها و سازمانهای اجرایی

  بدون تردید با تأسیس شوراها قدرت بخشی از نهادهایی که در نبود شوراها وظایف آنها را بر عهده داشته اند کاهش یافته است. این امر باعث نوعی چالش حفظ قدرت بین این سازمانها از یک سو و شوراها برای کسب قدرت واقعی از سوی دیگر شده است.

این چالش عملی با نوعی نگرش حداقل گرایانه و حداکثر گرایانه به قدرت شوراها همراه گشته است. از یک سو برخی سازمان های اجرایی کمترین وظایف و اختیار را برای شوراها قائل هستند و در سوی دیگر برخی اعضای شوراها چنان اختیارات حداکثری را برای خویش متصور می شوند که در پرتو آن جایی برای وظایف و اختیارات سایر نهادهای قانونی کشور باقی نمی ماند. حل این مشکلات ضمن آن که با اصلاح قانون شوراها ارتباط دقیق دارد به اصلاح ذهنیت های مطلق گرای برخی دست اندرکاران نهادهای اجرایی و نیز اعضای شوراها نیازمند است.

 

بسترسازی فرهنگی و اجتماعی

  اگر بهترین قوانین برای فعالیت شوراها به تصویب برسد و اگر بهترین افراد دارای منش شورایی به عضویت این نهادها درآیند و اگر ارتباط شوراها با سایر نهادها در بهترین سطح ممکن برقرار گردد، اما مردم به عنوان کسانی که اعضای شوراها به عنوان نمایندگان آنها قصد تحقق اراده و حاکمیت آنها را دارند در این مسیر جدی گرفته نشوند، بدون تردید شوراها در نیل به اهداف خود ناتوان خواهند بود. همراهی و همگامی مردم با شوراها نیز نیازمند فراهم بودن بسترهای مناسب فرهنگی و اجتماعی است. فراهم نمودن این بسترها نیز بیش از هر چیز بر عهده خود شوراها، رسانه ملی و نهاد های مدنی و کنشگران اجتماعی است.

نقش شورا در جامعه

پیامبر اعظم صلی‏الله‏علیه‏و‏آله می‏فرماید: « هیچ قومی مشورت نکردند جز آنکه به بهترین امور هدایت یافتند ». آنان که گرفتار خودرأیی و استبدادند، در اشتباه به سر می‏برند و تنش‏های اجتماعی و سیاسی می‏آفرینند. نبود سنت مشورت در جامعه، رشد افکار را متوقف می‏سازد و چنین مردمی، شایستگی زندگی حقیقی را از دست می‏دهند. مشورت، یکی از مسائل مهمی است که خداوند در قرآن کریم، بارها ضرورت و نیازمندی به آن را با شیوه‏های گوناگون و واژه‏های مختلف بیان و عمل به آن را سفارش کرده است. بر اساس آیات قرآنی، مسئله شورا، به اسلام اختصاص ندارد. در برخی آیات، از افرادی سخن به میان آمده است که در امور گوناگون با اطرافیان خود مشاوره می‏کردند.  موضوع مشاوره در اسلام اهمیت خاصی دارد تا آنجا که حتی در قرآن کریم، سوره‏ای به نام «شورا» نام‏گذاری شده است. در دیدگاه اسلام، مشورت کردن افزون بر هدایت انسان، او را از تنگناها می‏رهاند. در انجام امور، نیرومند می‏سازد، مایه برکت و فهم بصیرت انسان می‏گردد، او را به رضای خالق نزدیک می‏کند و به رأی خالص می‏رساند. آیه «وَ أَمْرَهُمْ شُورَی بَیْنَهُمْ» در مکه و آیه «وَ شَاوِرْهُمْ فِی الامر» در مدینه نازل شده است؛ یعنی دین اسلام هم در شرایط خفقان مکه و هم در دوران تشکیل حکومت در مدینه، به مشورت سفارش می‏کند.

تأمین منافع جمعی

  وقتی در اموری که به عموم مردم مربوط می‏شود، تصمیم‏گیری‏ها از راه مشاوره و بررسی دیدگاه‏های جمع، به ویژه افراد آگاه و صاحب‏نظر گرفته شود، امکان دخالت هواهای نفسانی و منافع فردی به کمترین حد می‏رسد؛ چرا که لازمه احترام به آرای دیگران، نادیده گرفتن خواسته‏های شخصی است. بدین ترتیب، تصمیم‏گیری جمعی و مشاوره با اعضای یک مجموعه، نتایج کار را به مصلحت آن مجموعه نزدیک‏تر می‏کند.

وقتی در تدوین شاخص‏ها، طراحی اهداف، تنظیم روش‏های دست‏یابی به اهداف و حتی شیوه نظارت بر اجرا، دیدگاه‏های اصلاحی اعضای مجموعه به کار گرفته شود، نوعی ضمانت و تکیه‏گاه برای اجرای درست آنها خواهد بود. این موضوع به ویژه وقتی اهمیت می‏یابد که در مجموعه، به تغییر و تحول نیاز باشد؛ زیرا معمولاً افراد آن مجموعه، در مقابل تغییر و تحول، مقاومت نشان خواهند داد. البته در صورت رعایت اصل مشارکت و مشاوره، افراد مجموعه کمتر موقعیت خود را در خطر می‏بینند و با مراحل کار آشنا می‏شوند و به جای مقاومت، راه تغییر را آسان‏تر می‏کنند. بهره‏گیری از دیدگاه‏های بهتر، تضمین پویایی فرد و مجموعه و نیز هدایت و اصلاح کژی‏ها، از دیگر فایده‏های مشورت کردن است.

در نهایت به این موضوع فکر می کنم که آیا از فرصت یکدست بودن دولت، مجلس، قوه قضائیه و شوراها در حال حاضر به نفع تثبیت و ارتقاء جایگاه شوراها استفاده خواهد شد ؟

* ابراهیم علی پور - دبیر شورای اسلامی شهرستان تهران

توسعه سیاسی

 

توسعه سیاسی در ایران همواره با آسیب‌ها و چالش‌های گوناگونی مواجه بوده است. منشأ یکی از چالش‌های اساسی آن در جامعه ما، درک نادرست از نسبت توسعه سیاسی باسیاست مدرن است. درواقع اگر درک درست و معناداری از رابطه این دو مقوله وجود نداشته باشد، ممکن است بین طرفداران توسعه سیاسی با کارگزاران سیاست، منازعه و معارضه به وجود آید و آثار و پیامدهای ناگوار آن، علاوه بر کارگزاران این دو حوزه سیاسی، دامن جامعه را نیز فراگیرد.

 

منازعه این دو گروه، پیش و بیش از هر چیز، به برداشت نادرست از کار ویژه و اهداف متقابل این دو حوزه بازمی‌گردد، به این معنا که آزادیخواهان بدون توجه به اهداف و کارویژه‌های سیاستمداران، عملکرد آن‌ها را فقط در راستای اهداف و آرمان‌های خود می‌پسندند و سیاستمداران نیز بدون توجه به اهداف و کارویژه‌های آزادی خواهان، عملکرد آن‌ها را صرفاً در جهت اهداف خود برمی‌تابند.

 

این نگاه یک سویه از طرف این دو گروه، کم‌وبیش در مقاطعی از تاریخ تحولات سیاسی ایران، خود را به‌طور مؤثر نشان داده و به یکی از آسیب‌های جدی فرایند توسعه سیاسی در ایران تبدیل‌شده است. شناخت و ریشه‌یابی این آسیب می‌تواند از دامنه هزینه‌های سنگین عرصه سیاسی در ایران اعم از آزادیخواهی و سیاستمداری کاسته و تعامل مثبت بین کارگزاران این دو حوزه را به دنبال داشته باشد.

 

تعریف توسعه سیاسی

 

از توسعه سیاسی تعریف‌های گوناگونی ارائه‌شده است. منظور از توسعه سیاسی، مشارکت سیاسی شهروندان و رقابت گروهی است که دانشمندانی مانند رابرت دال، آیدم، دیوید اپتر و آیزنشتات، این شاخصه‌های را معیار توسعه سیاسی معرفی کرده‌اند. گروهی از دانشمندان نیز مشارکت در انتخابات را به‌عنوان شاخص مشارکت سیاسی معرفی کرده‌اند.

 

 شاخص‌های توسعه سیاسی

 

۱- میزان مشروعیت نظام و اهتمام مردم به دولتمردان

 

۲- مشارکت مردم از طریق نهادهای اجتماعی، سیاسی نظیر انتخابات مجلس احزاب و نهادهای سیاسی غیردولتی و مطبوعات و قدرت انتخاب حکومتی برخاسته از مردم بر مردم و میزان آزادی آنان

 

۳- حکومت قانون و نه حکومت فرد به شکل استبدادی و دیکتاتوری و غیرشخصی بودن نظام سیاسی

 

۴- میزان اقتدار در پاسخگویی به نیازهای مرم از طریق ایجاد شبکه اداری کارآمد و فعال و حل قانونمند مشکلات و معضلات سیاسی جامعه. آنچه به نظرمی رسد، این است که با توسعه سیاسی بسیاری از مشکلات جوامع سنتی حل می شود و گشایش هایی فراهم می آید. وجود شاخص های که برشمردیم همگی نشان دهند یک جامعه ای است که به توسعه سیاسی رسیده باشد.

 

برخی از موجبات که باعث توسعه سیاسی در جامعه می‌شود عبارتند از: 

 

 باسوادشدن مردم: که از این طریق مردم از وضع دنیا باخبر وب ه حقوق خود آشنا می‌شوند و برای الگوی توسعه‌یافته‌تر از زندگی آمادگی بهتر می‌یابند.

 

 پیشرفت دانش وفن آوری : گروه‌های دانا و فن‌آور پشتوانه بیشتری برای حس استقلال درمقابل حکومت و درنتیجه تعدیل اقتدار آن می‌شوند.

 

 به‌وجود آمدن نخبگان پیشرو : آنها با نقد تفکر سنتی و پرسش‌های تازه‌ای که می‌افکنند، چالش‌های تازه فرهنگی به‌وجود می‌آورند، نوآوری می‌کنند و به دگرگونی‌ها دامن می‌زنند.

 

 تجددخواهی در سنت : در درون گروه‌های سنتی طیف‌هایی پیدا می‌شود که با تفسیر و تأویل جدید سنت‌های تاریخی، قومی و دینی به تحول یاری می‌رسانند.

 

 جنبش روشنفکری : روشنفکران وجدان حساس جامعه‌اند و با بازی‌های تازه و احیانا مخاطره‌آمیز فکری و اجتماعی و سیاسی موجبات توسعه سیاسی را فراهم می آورند.

مرگ تخصص، چرا صدای متخصصان شنیده نمی شود

ابراهیم علی پور / معرفی کتاب

همه چیز حکایت از آن دارد که قرن بیست و یکم عصر دانایی است. به عبارتی هیچ گاه دسترسی به دانش عالی این‌چنین فراگیر و آسان نبوده است، همه چشم ها به تکنولوژی نوین ارتباطی دوخته شده است. این پیشرفت‌ها می‌توانند نویدبخش یک آینده خوب برای مردم جهان باشند، در ابتدا نیز نگاه‌ها به گسترش ارتباطات و استفاده از فناوری‌های جدید برای دستیابی به اطلاعات و آگاهی بیشتر، بسیار خوشبینانه بود. اما شرایط حاضر چالش‌های جدیدی را نیز به همراه داشته است. کتاب مرگ تخصص به چالشی بسیار مهم در قرن حاضر می‌پردازد که بسیاری از ما با آن دست به گریبان هستیم.

بسیاری از ما بر مرجعیت علم برای حل کردن مشکلات دنیای امروز باور داریم و کمتر کسی را می‌شناسیم که چنین چیزی را به چالش بکشد. اما در هنگام بروز همه گیری کرونا اتفاقات عجیبی در سراسر دنیا افتاد و بسیاری به نظریات تئوری توطئه روی آوردند. عده زیادی حتی در کشورهای پیشرفته ماسک نمی‌زدند زیرا ویدوئویی را دیده بودند که در آن فردی ادعا می‌کرد استفاده از ماسک موجب خفگی و ایجاد آسیب مغزی خواهد شد. گروه زیادی از مردم در کشورهای توسعه یافته و در حال توسعه به درمان‌های سنتی کرونا روی آوردند که هیچ پایه علمی درستی نداشت. در این‌جا تعدادی از خطیبان مذهبی و سلبریتی‌ها و حتی ورزشکاران نیز در تشدید ماجرا نقش ایفا می‌کردند و به شایعات دامن می‌زدند. این اخبار و اطلاعات گمراه کننده در مقیاسی وسیع در شبکه‌های اجتماعی  و پیام‌رسان‌ها پخش می‌شد. حتی رسانه‌ها و خبرگزاری‌های رسمی نیز برای جذب مخاطب تعدادی از چنین محتواهایی را بازنشر می‌کردند. این ماجرا تا الان نیز تداوم پیدا کرده است، حتما شایعه به کار بردن میکروچیپ در واکسن‌ها برای کنترل انسان‌ها را شنیده‌اید. در سراسر جهان اعتراضات مختلفی به تزریق واکسن‌های کرونا انجام شده است، معترضان عموما تحت تاثیر اطلاعات غلط با واکسیناسیون مخالفت می‌کنند و آن را برای سلامتی بدن مضر می‌دانند.

همین مسئله بحران فزاینده‌ای را در کشورهای اروپایی ایجاد کرده است و هر جهش جدید ویروس کرونا، مقامات بهداشتی را در بهت و نگرانی فرو می‌برد. زیرا افراد واکسینه نشده احتمال بیشتری دارد که  در معرض بستری شدن یا فوت  قرار بگیرند. برخی دولت‌ها به اجباری کردن واکسیناسیون پرداخته‌اند. این اجباری‌سازی چالش‌های دیگری را نیز در سطح سیاسی به بار آورده و تعدادی از منتقدان، نگران افزایش تسلط دولت‌ها بر حوزه خصوصی و فردی شهروندان هستند. علاوه بر این، بازار فروش گواهی‌های تقلبی واکسیناسیون نیز داغ شده است. امروزه ما با افرادی مواجه هستیم که صراحتا گرمایش جهانی را انکار می‌کنند، به دنبال برقراری ارتباط با فرازمینی‌ها هستند، به فالگیری و پیش‌بینی علاقه‌مند بوده و بر اساس آن پیش‌بینی‌ها برنامه زندگی خودشان را تعیین می‌کنند. یا حتی باور دارند که کره زمین گرد نیست، بلکه تخت و مستطیلی شکل است. صدها هزار نفر در ایالات متحده آمریکا به زمین تخت‌گرایی باور دارند. کتاب مرگ تخصص قصد دارد به ما توضیح دهد که چرا چنین اتفاقی افتاده است.

درباره کتاب مرگ تخصص

ماجرا از اینجا آغاز شد که خیلی ها با گسترش وسایل ارتباط جمعی و مواجهه با حجم زیادی از اطلاعات در اینترنت، خود را بی‌نیاز از متخصصان می‌دانند و امتناع از پذیرش توصیه متخصصان را معادل نوعی خودمختاری و فضیلت به حساب می‌آورند. علاوه بر این، تمرکز ویژه بر محترم دانستن هر عقیده و باور و تاکید فراوان بر نوعی نسبی گرایی افراطی، امکان دست یافتن به پاسخ درست و حقیقسی در بسیاری از مسائل و مشکلات را به امری تقریبا ناممکن تبدیل کرده است. امروزه بسیاری با لجاجت در برابر کسب دانایی مقاومت می‌کنند و آن را پس می‌زنند. می‌توان گفت یک باور عمومی در همه جا دارد گسترش می‌یاید که در آن مردم نسبت به دانشمندان بدبین هستند. در دنیای امروز مرز میان متخصصین و غیر متخصصین روز به روز دارد کمرنگ‌تر می‌شود، بسیاری از افراد راجع به چیزهایی نظر می‌دهند که در مورد آن آگاهی چندانی ندارند. همگان حس می‌کنند تا با  چند کلیک در اینترنت می‌توانند به تمامی پیچیدگی‌های یک مسئله پی ببرند و راجع به آن بی‌محابا صحبت کنند. اما چه شده  که کار به این‌جا رسیده است؟ 

 کتاب مرگ تخصص این اتفاق و پیامدهایش را  برای ما توضیح میدهد و به نسبت میان متخصصان و دمکراسی می‌پردازد. در کتاب مرگ تخصص علاوه بر اشاره به آموزش عالی و فرهنگ عمومی، روزنامه نگاری نوین نیز مورد نقد و بررسی قرار می‌گیرد. کتاب مرگ تخصص  در سال 2017 و پس از روی کار آمدن دونالد ترامپ نوشته شده، این کتاب با ترجمه حسین خدادادی در سال 1400 چاپ دومش به زیور چاپ آراسته و روانه بازار شده است.

درباره نویسنده کتاب

تام تیکولز استاد دانشگاه در امور بین الملل است و در حال حاضر در کالج نیروی دریایی آمریکا و مدرسه توسعه هاروارد تدریس می‌کند. او خانواده تحصیل‌کرده‌ای نداشت و والدینش هر دو در دوران دبیرستان، او را رها کردند. تام کارشناسی علوم سیاسی خود را از دانشگاه بوستون گرفت و دوره ارشد و دکترای خود را در دانشگاه‌های کلمبیا و جورج تاون گذراند. تام نیکولز از نظر سیاسی محافظه‌کار است و به طور تخصصی در حوزه تسلیحات هسته‌ای و امور امنیت ملی فعالیت می‌کند.

در بخشی از کتاب مرگ تخصص می‌خوانیم :

 آموزش عالی باید این باور غلط را که هوش همه با یکدیگر برابر است را از بین ببرد. متأسفانه تاثیر فراگیر شدن دانشگاه‌ها در قرن بیست ویکم برعکس بوده است: بسیاری از مردم که در دانشگاه بوده اند یا از کنارش رد شده اند تصور میکنند همتای برترین متخصصان و پژوهشگران اند. دانشگاه دیگر به معنای صرف عمر با هدف یادگیری و بلوغ شخصی نیست؛ در عوض هجوم جوانان آمریکایی به دانشگاه و رقابت دانشگاه ها برای جذب دلارهای دانشجویان به تجربه‌ای مصرف کننده محور انجامیده که در آن دانشجویان بیش از هرچیز دیگری یاد می گیرند هميشه حق با مشتری‌ است.

پیش از جنگ جهانی دوم بیشتر مردم حتی دبیرستان را تمام نمی کردند و کمتر کسی به دانشگاه می رفت. در آن‌زمان فقط خانواده های برخوردار می توانستند فرزندان خود را به دانشگاه های برتر بفرستند. البته گاهی مردان جوان و معدود زنان جوان از سایر طبقات هم پول دانشگاه را به طریقی فراهم می آوردند یا از دانشگاه کمک هزینه دربافت می کردند. حضور در دانشگاه تجربه ای بود منحصربه فرد و اغلب متأًثر از طبقه ی اجتماعی و نیز شایستگی. درعین حال حضور در دانشگاه نشان دهنده ی ظرفیت فرد بود و دانش آموختگی علامت کسب دستاورد. مدرک دانشگاهی کمیاب بود و یکی از داشته هایی بود که متخصصان و عالمان را از بقیه ی جامعه متمایز می کرد.

امروزه حضور در موسسات آموزشی پسادبیرستانی تجربه ای جمعی است. در نتیجه ی افزایش دسترسی به آموزش عالی کلمه ی «کالج» به تدریج معنای خود را از دست می دهد و دیگر نمی تواند نشانه ی تمایز تحصیل کردگان از بقیه باشد. امروزه «دانش آموخته ی کالج» معانی فراوانی دارد. متاسفانه « شخصی که دستاورد تحصیلی تایید شده دارد.» یکی از معانی آن نیست.

ویترین مشکلات تهران

   طعم زندگی در تهران ظاهرا شیرین است. اما این فقط ظاهر قضیه است. در واقع شهروندان تهرانی حسرت خیلی از چیزهای را می خورند که در شهرها و روستاهای کشور دغدغه مردم نیست، مثل هوای پاک، آرامش، طبیعت زیبا، اوقات فراغت، ترافیک و ...

چرا تهران به چنین وضعیتی دچار شده ؟

   در پاسخ کوتاه به این پرسش می توان گفت بین مشکلات یک شهر و افزایش جمعیت و گسترش وسعت آن رابطه معناداری وجود دارد، در نتیجه مدیریت یک کلانشهر بسیار سخت تر و پیچیده تر از یک شهر کم جمعیت است. البته فهم این منطق ساده در عمل خیلی دشورا است. چرا که عوامل مختلف سیاسی، اقتصادی و اجتماعی لاجرم تهران را به گسترش بیشتر سوق می دهد. با آنکه شورا و شهرداری به عنوان مدیریت شهری شناخته می شوند، اما سازمان مختلف مثل آب، برق، گاز، آموزش و پرورش، نیروی انتظامی، وزارتخانه ها، اوقاف، استانداری، فرمانداری و... در مدیریت شهر تهران دخیل و سهم بسزایی دارند. اما بدلیل نبود نظام مدیریت یکپارچه شهری، عملا تداخلات زیادی رخ می دهد و نتیجه آن می شود که اکنون شاهدش هستیم

  در اینجا برای نمونه به برخی از مسائل و مشکلات جاری که در جلسات نمایندگان مجلس و شورای شهر، برخی از مسئولان در مناطق 22 گانه شهر با حضور شورایاران و اهالی آن منطقه در دوره پنجم شورا تشکیل و احصا شد به شرح زیر (شماره ردیف ها به معنای اولویت نیست) اشاره می کنیم:

 

1-  ترافیک و مشکلات مربوط به خیابانها و معابر عمومی
2- آلودگی هوا و عوارض ناشی از آن
3- مشکلات مربوط به ناوگان حمل و نقل عمومی و سرگردانی مردم در ایستگاه‌های مترو و اتوبوس
4- تخریب منابع طبیعی و محیط زیست شهری اعم از تخریب باغات و فضای سبز، پسماند، فاضلاب، شن چاله ها، برداشت بی رویه از سفره های زیرزمینی آب و...
5- آسیب‌های اجتماعی (زنان خیابانی، کارتن‌خواب‌ها، کودکان کار، متکدیان و)
6- وجود حداقل 25هزار معتاد متجاهر
7- زلزله و احتمال فعال شدن گسل‌های طبیعی
8- آلودگی صوتی و وجود فرودگاه در مرکز شهر
9- صنایع آلاینده و صنوف مزاحم
10- وجود پادگان‌ها و مراکز نظامی آموزشی و اداری وابسته به آن
11- بافت‌های فرسوده و غیراستاندارد و حادثه‌خیز
12- کمبود سرانه آموزشی و وجود مدارس دوشیفته و کلاس‌های متراکم
13- فقدان طرح تفصیلی و جامع در بسیاری از مناطق شهری
14- وجود دکل‌های مخابراتی عریض و طویل و  خطرآفرین
15- کمبود مراکز بهداشت و درمان و عدم دسترسی آسان مردم به این مراکز
16- بحران جدی آب و کمبود منابع آبی و مصرف بی‌رویه آن و عدم اجرای طرح بازچرخانی آب
17- برج‌سازی‌های بی‌ضابطه و غیرمنطبق با ضوابط معماری و شهرسازی
18- مهاجرت‌های بی‌رویه به تهران و افزایش غیرقابل کنترل جمعیت
19- حاشیه‌نشینی و ساخت وسازهای غیرمجاز در اطراف تهران
20- وجود ده‌ها ساختمان فرسوده و ناامن همچون پلاسکو
21- منازل و ساختمان‌های حریم برخی رودخانه‌های بدون رعایت ضوابط
22- وجود ریل‌های را‌ه‌آهن در برخی مناطق جنوب تهران
23- خطرسیل و فرونشست زمین در برخی از نقاط شهر و استان تهران
24- بلاتکلیفی حریم شهر تهران با برخی روستاها و بخش‌ها و شهرهای اطراف آن

25- ضعف در جمع آوری آبهای سطحی و هدر رفت منابع آبی شهر

26- مشکلات شهرداری تهران در تملک املاک معارض در مسیر طرح ها و اصلاح هندسی معابر

27- تجمع مراکز سیاسی، تجاری، آموزشی، درمانی، خدماتی، تفریحی و.. که موجب جذب جمعیت مهاجر بطور ممتد در تهران شده در حالیکه امکانات موجود پاسخگوی این میزان از جمعیت نیست.

28- در هم تنیندگی و پیچیدگی مسائل و مشکلات در نبود مدیریت یکپارچه شهری

29- قانون گریزی و ضعف جدی در فرهنگ شهروندی

30- خاموشی فضای شهری و عدم نورپردازی مناسب برای زیبا سازی منظر شهر در شب
با این ترتیب می شود گفت حل مشکلات تهران نیازمند یک برنامه ریزی جامع و هدفمند است که طبق آن از تمام ظرفیت های مادی و معنوی شهر استفاده شود و مشکلات براساس اولویت و ضرورت دسته بندی گردد، تا بتوان آنها را حل کرد. تحقق این مهم هم به همکاری همه جانبه دولت و جلب مشارکت واقعی مردم بستگی دارد که متاسفانه در هر دو مورد با مشکل جدی مواجه هستیم. دولت در بودجه 1401از سهم شهرداری ها کاسته است و دیوان عدالت ادری هم نهاد اجتماعی شورایاری را به عنوان یک نمونه کارآمد منحل کرده است. / ابراهیم علی پور

تفکر چگونه شکل می گیرد ؟

ابراهیم علی پور

تفکر از دیدگاه افلاطون یعنی سخن گفتن با خود، با خود اندیشیدن، مواجه خود با خود، من با من و با خود به خلوت رفتن .

سقراط دو خدمت بزرگ به تاریخ فلسفه کرد، اول؛ فلسفه را از آسمان به زمین آورد و گفت هر چیزی که باعث نشود ما خودمان را بهتر بشناسیم، فایده عملی برای ما نخواهد داشت (خود را بشناس) . دوم؛ روش عملی تفکر را در شکل دیالکتیک (گفت و گوی عقلانی) به ما یاد داد و نشان داد که گفت و گو چطور موجب تفکر می شود و ما را وادار می کند به خلوت با خود برویم و به شکل صحیح بیندیشیم.

مشکل اصلی در مسائل مختلف زندگی ما این است که از پدیده های اجتماعی تعریف درست و مشترکی نداریم و همین امر موجب بروز مشکلات و بحران های شدید اجتماعی می شود.

جان دیویی با اقتباس از روش دیالکتیک سقراطی دو نوع تفکر را معرفی کرد . 1- تفکر خود کار یا ناخواسته، که ما برای آن تلاش خاصی نمی کنیم و فعالیت های روزانه خود را بر اساس آن پیش می بریم و در نهایت به روزمرگی دچار می گردیم. 2- تفکر تاملی یا خود خواسته، که از حرکت کاوشگرانه فرد به وجود می آید. در پی علت ها بودن، داشتن تردیدهای منطقی و رسیدن به جنبه های تاز از یک موضوع.

تفکر انتقادی، نقادانه

برای آنکه بتوانیم زندگی فردی و اجتماعی بهتری را رقم بزنیم، بایستی اول بتوانیم بیندیشیم، با هم بیندیشیم، درست بیندیشیم و دست به یک کار خود خواسته و هدفمند بزنیم. آنچه در زندگی اجتماعی ما مانع از تحقق ای امر می شود و حرکت در این مسیر را دشوار می کند، این است که در هر جامعه ای سه تیپ شخصیتی وجود دارد که اگر نتوانند با هم مشارکت و تعامل کنند، راه بجایی نخواهند برد.

تیپ های شخصیتی سه گانه

1- خشک مغزها؛ کسانیکه هیچ احتمالی را جز آنچه خودشان قبول دارند، باور ندارند و گاردشان کاملا بسته است. دچار دگم و جمود فکری هستند، حاضر به شنیدن حرف های دیگران و امکان های گوناگون از یک موضوع نیستند. این گروه در جوامع مختلف در اقلیت هستند.

2- تنبل های فکری؛ کسانیکه مثل دسته اول نیستند ولی در فرایند گفتگو و فعالیت های اجتماعی هم شرکت نمی کنند و به فکر کردن و اندیشیدن عادت ندارند. اینها نیاز به یک محرک و عامل تشویقی یا اجباری دارند تا وارد گفت و گو و فعالیت های اجتماعی شوند. این گروه در جوامع مختلف در اکثریت هستند.

3- پیشرو ها؛ کسانیکه بر خلاف دو دسته قبل، تردیدهای منطقی را مطرح می کنند، نوآور و خلاقند، تفکر انتقادی دارند، به شواهد ظاهری خدشه وارد می کنند و به دنبال تحلیل درست و کامل از موضوع هستند. این گروه نیز در جوامع مختلف در اقلیت می باشند.

آیا حقیقت آشکار است ؟

نکته اینجاست که حقیقت به صورت آشکار و روشن در دسترس ما نیست. حقیقت را باید شناخت و آن را از میان برداشت های غلط بیرون کشید و معرفی کرد. در واقع ما دچار نوعی ساده انگاری افراطی شدیم و فکر می کنیم همه چیز را می دانیم. از هر دری سخن می گوئیم ولی تعریف درستی از مفاهیم و موضوعات اجتماعی نداریم. برای مثال : عدالت، آزادی، حکومت، شفاف سازی، قانون، مشارکت اجتماعی، مسئولیت اجتماعی و ... چیست ؟ پاسخ های گوناگون که فاصله معناداری با هم دارند، باعث می شود ما گرفتار تشتت شویم و در یک فرسایش اجتماعی و فرهنگی گرفتار آئیم.

راه برون رفت از این مخمصه، گفت و گوی عقلانی و مشارکت هدفمند در ساختن جامعه است. در گفت و گو فرصت کند و کاو و کنکاش به جمع داده می شود و فرایند تفکر شکل می گیرد. اما به قول مارتین هایدیگر : ما به محض اینکه تصمیم می گیریم تفکر کنیم، متوجه می شویم که فکر کردن را بلد نیستیم و فکر کردن کار سختی است.

و این برای ما روشن می کند که چرا در اسلام تفکر کردن اینقدر اهمیت دارد و افضل اعمال معرفی شده است و یک ساعت تفکر از 70 سال عبادت برتر شناخته شده است . همچنین روشن می سازد که جامعه ما چرا از مشکلات متعدد رنج می برد.

دلم برای سالهای دفاع مقدس تنگ شده -  ابراهیم علی پور

 

   دلم برای جبهه تنگ شده؛ روزهایی که خدا نزدیک بود؛ آنقدر که همه حضورش را میشد، حس کرد. آن روزها که صدای توپ و تفنگ و آژیر خطر در هم پیچیده بود و نوای یا زهرا و یا حسین، کربلا منتظر ماست بیا تا بریم، ای لشکر صاحب زمان آماده باش، شهر را پر کرده بود. دلم برای غروب‏ های شلمچه، موج‏ های خروشان اروند، دوکوهه و حسینیه حاج همت تنگ شده. دلم هوای نماز مسجد جامع خرمشهر کرده، کاش دوباره در زمین صبحگاهی می‏ نشستیم پای دعای «عهد» بچه‏ ها. دلم هوای ایستگاه صلواتی با آن چای همیشه جوش خورده‏اش کرده. دلم برای همه چیز جبهه و جنگ تنگ شده.

از شهر و حصارهای بلندش، از برج های سر به فلک کشیده، از کوچه های عمودی در آن کسی، کسی را نمی‌شناسد. از هیاهوی بی پایانش، از تنگ نظری ها و مرزبندی های سیاسی و مادی، از دورویی ها و ریا، از چاپلوسی های مشمئز کننده، از ماسک های بر صورت، از به فراموشی رفتن فضائل اخلاقی، از غریب ماندن مردان و رجز خواندن نامردان خسته‏ام. خدایا دلم تنگ روزهای خدایی است

به خود ميبالم در كشوری زندگی ميكنم كه جای جای آن عطرآگين از حضور شهيدانی است كه تاريخ مارا با نثار خون خويش، برای سربلندی ايران عزيز رقم زدند. به روح پاکشان درود مي فرستيم و خاضعانه در برابر آرمان هاي بزرگ امام سر فرود می آوريم.

در كل دفاع مقدس ۷ سال و ۱۱ ماه ، يا ۲۹۰۰روز و به عبارتی ديگر ۹۵ ماه طول كشيد كه اين مدت دو برابر جنگ دو كره و دو برابر جنگ جهانی اول می باشد.

مجموعا در طول ۸ سال دفاع مقدس ۱۶۳ عمليات كوچك و بزرگ و به طور تقريبی  هر ۷ ماه يك عمليات عليه دشمن انجام شده كه در اين ميان ۱۹ عمليات بزرگ ، ۱۹ عمليات متوسط و۱۲۵ عمليات كوچك انجام شده است.

پس از هشت سال دفاع دلیرانه رزمندگان، نه تنها دشمن نتوانست يك وجب از خاك كشورمان را اشغال كند، بلكه در اوج درماندگي و عجز، شكست را پذيرفت و همگان به عظمت و اقتدار جمهوری اسلامی ايران اعتراف نمودند هفته دفاع مقدس ( سال 1400) بر غیور مردان روزهای سخت مبارک باد.

برای کاهش استرس قبل از امتحان امتحان چکار کنیم؟

 

1- سعی کنید بفهمید کجا و چه زمانی بهترین عملکرد در مطالعه و بخاطر را سپاری دارید.

2- در محلی ثابت مطالعه کنید که از همه نظر در آنجا راحت تر هستید.

3- از انجام سایر فعالیت‌ها مثل خوابیدن، غذا خوردن، یا چک کردن پیام‌هایتان در محل مطالعه، جدا بپرهیزید و در محل مطالعه فقط مطالعه کنید.

4-پس از هر 30 الی 45 دقیقه مطالعه، کمی استراحت کنید.

5- اگر مشکل تمرکز دارید به محض حضور در محل مطالعه خواندن را شروع کنید.

6- سعی کنید در قبل از شروع مطالعه در محل مخصوص همه ابزار و وسایل مورد نیاز را به همراه داشته باشید. / ابراهیم علی پور

چالش های انتخابات 1400 -  ابراهیم علی پور

انتخابات مجلس شورای اسلامی در سال 98 در فضای سرد رقابتی و مشارکت پایین مردم برگزار شد. می توان گفت اساسا افزایش مشارکت مردم در انتخابات شرط بنیادین تدوین و عملی ساختن توسعه درون زا در هر جامعه ای از جمله ایران است. لذا هرگونه کاهش میزان مشارکت مردم را باید جدی گرفت و علت های آن را شناسایی و بر طرف نمود.

  اکنون در آستانه سال 1400 و سیزدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری و ششمین دوره انتخابات شورا های اسلامی شهر و روستا قرار داریم و همچنان فضای جامعه سرد و بی میل برای شرکت در یک انتخابات پرشور و حضور حداکثری است.

 آیا تنور انتخابات در چند ماه باقی مانده گرم خواهد شد؟

  یکی از دلایل کاهش مشارکت در انتخابات اخیر، شیوع بیماری کرونا بود که در حال حاضر هم مهار نشده و احتمالا موج تازه ای از آن هم در راه است که انتخابات 1400 را هم در نحوی رای گیری و هم تبلیغات تحت تاثیر قرار خواهد داد.

عامل دیگر، نارضایتی مردم از اوضاع بد اقتصادی و تورم لجام گسیخته در کشور بود که اتفاقا در سال 99 بدتر هم شده است و همچنان یک فاکتور تعیین کننده است.

عامل بعدی، غیر رقابتی بودن فضای سال 98 بود. در واقع جریان اصلاحات با حداقل توان و امکان در انتخابات مجلس حضور داشت و این خود به سردی بازار انتخابات دامن زد.

و در نهایت، شبکه های اجتماعی هم اشتیاقی از خود نشان ندادند و بر خلاف سال 96 که شاهد اوج فعالیت رسانه های اجتماعی بودیم، در 98 اینگونه نبود.

چه عواملی می تواند گرمابخش مشارکت مردم باشد؟

  با این ترتیب، لازم است در خصوص موارد یاد شده اقداماتی صورت پذیرد تا شاهد افزایش میزان مشارکت در انتخابات 1400 باشیم. در مورد کرونا دست مسئولان خیلی باز نیست و همه چیز تابع شرایط است و طبق شواهد و اعلام شورای نگهبان این انتخابات به صورت آنلاین برگزار می شود ولی ممکن است با تشدید وضعیت، برگزاری انتخابات به زمان دیگری موکول شود.

اما در خصوص سه مورد دیگر، می شود کارهای کرد که موجب دلگرمی مردم شود. در بخش اقتصادی با سیاست های کنترلی و حمایتی می شود قدری وضع را بهتر کرد. اما در مورد فراهم نمودن فضای رقابتی همه چیز به رویکرد شورای نگهبان بستگی دارد. حضور نمایندگان دو طیف سیاسی در این رقابت انتخاباتی خود بخود بر میزان مشارکت مردم موثر خواهد بود.

در این میان شبکه های اجتماعی و رسانه های جمعی فاکتور تعیین کننده ای هستند. به عبارتی با توجه به شرایط کرونایی هرگونه اقدام در فیلتر کردن شبکه های موجود اثر مستقیمی بر فضای انتخاباتی در بر خواهد داشت.

در خصوص تاثیر شگرف رسانه های جمعی بر رفتار سیاسی مخاطبان اتفاق نظر وجود دارد. رسانه های اجتماعی محل تضارب آرا، تریبون آزاد و شکل گیری حوزه عمومی و مشارکت مردم در ساختن آینده بهتر برای جامعه هستند.

  رسانه های اجتماعی محصولات تبلیغاتی کاندیداها را به بهترین شکل توزیع می کنند و هزینه انتخاباتی را کاهش می دهند. همچنین فراگیری و سهولت دسترسی به آنها موجب می شود مردم به شبکه های اجتماعی داخلی و خارجی اقبال بیشتری نشان دهند. امید است مسئولان و دست اندر کاران کشور در فرصت باقی مانده اقدامات درستی انجام دهد تا بار دیگر شاهد حضور پررنگ و پرشور مردم در انتخابات ریاست جمهوری و شوراها در بهار 1400 باشیم.

اصول تبلیغات انتخاباتی / ابراهیم علی پور

اصول تبلیغات انتخاباتی

  در آستانه انتخابات نیاز جامعه جهت دریافت اطلاعات شفاف از کاندیداها افزایش می یابد و کسانی می توانند این مسئولیت را بر عهده بگیرند که در این زمینه متخصص باشند و آنها کسانی نیستند جز متخصصان علوم ارتباطات که در حوزه تبلیغات انتخاباتی از آگاهی و تجربه لازم برخوردارند.

تبلیغات مدون و برنامه ریزی شده یکی از ابزارهای قوی مدیریت افکار در زمان انتخابات است. اما آنچه در رفتارهای اکثر کاندیداهای انتخاباتی به چشم می خورد بی توجهی آشکار به تبلیغات اصولی و هدفمند در عرصه انتخابات است. آشنایان به کارکردهای تبلیغات می دانند که ستادهای انتخاباتی از سویی در جستجوی تغییرات در افکار عمومی و نحوه برخورد با مسایل انتخاباتی و فعالیتها و کنش های رقبای خود هستند و از دیگر سوی در قبال حوادث و رخدادهایی که به شکل بالقوه برای فرد کاندیدا نتایج منفی به همراه دارد و توان آن را با محدودیت مواجه می سازد عکس العمل نشان می دهد.

آنچه در محتوای پیامهای انتخاباتی اغلب کاندیداها مشاهده می شود حکایت از غیرحرفه ای بودن مسئولان ستادها و عدم آشنایی آنان به اصول ارتباطات و تبلیغات دارد. به جز معدود شعارهای انتخاباتی که مقداری نزدیک به نیازها و مطالبات افکار عمومی است بقیه انگار شاعرند و شعری سروده اند، غافل از اینکه افکار عمومی از لایه ها و قشربندی متعدد و متنوعی تشکیل شده و با این پیامها شعر مانند، نه تنها جذب نمی شود بلکه سردرگم تر نیز می شود. واژه های عشق، هوای تازه، شهر پاک، فکر نو، هویت و ... از این جمله اند.
اکثر ستادهای انتخاباتی فکر می کنند؛ غیراز انتشار و توزیع چند پوستر، بروشور و برپایی سخنرانی و تهیه تیزر تبلیغاتی و نصب بنر، کار دیگری بر عهده ندارند.

مراد از طرح این موضوع طرح این سئوال است:

  1. ستادهای انتخاباتی کاندیداها تا چه اندازه با افکار عمومی در سطح گسترده آشنایی دارند؟
  2. چه اندازه به تحقیقات افکار عمومی مبادرت کرده و تا چه اندازه ای نیازهای مخاطبانشان را می شناسند؟
  3.  آیا با مطالبات مردم از نگاه علمی آشنایی دارند؟
  4.  آیا از قبل برنامه ریزی علمی جهت ورود به حوزه افکار عمومی به عمل آورده اند؟
  5. آیا از متخصصان آشنا به حوزه های ارتباطات بهره جسته یا با آنها مشورت کرده اند؟
  6. آیا متناسب با ترکیب جمعیتی قومی، جنسی، سنی، مذهبی، تحصیلی و جغرافیایی و ... به ارائه برنامه پرداخته اند؟
  7. آیا شعارها با علم به موارد فوق الذکر ارائه شده؟

نتایج و تجربیات گذشته حکایت از آن دارد که در پیامها و شعارهای اکثر کاندیدادها اثری از توجه به افکار عمومی و نیازهای مردم دیده نمی شود. در حقیقت فقدان کار اصولی کاملاً مشهود است. ستادهای انتخاباتی نقش کانون های تبلیغاتی و مجری فعالیت های انتشاراتی را به عهده گرفته اند.

بی تردید در ارائه تعریف برای ستاد ها و کمپین های انتخابات، باید چهار مفهوم بنیادی را مدنظر قرار داد.
این مفاهیم شامل: 1- ایجاد، حفظ و توسعه تفاهم با مخاطبان 2- برقراری ارتباط دو سویه رای دهندگان 3-  عمل بر اساس تحقیق و برنامه مشخص 4-  رعایت موازین اخلاقی در تمام مراحل کار است.

در اینجا باید به نکاتی تاکید شود :

1-   محدوده فعالیت های ستادهای انتخاباتی سیاسی به فراتر از گروه های مخاطب اولیه گسترش می یابد و مخاطبان بالقوه را که شناخت چندانی از کاندیدای ما ندارند را نیز در بر می گیرد.

2- ستاد های انتخاباتی تنها به وظایف مشخص و تکنیک های خاص خود عمل نمی کند بلکه می تواند در قالب مشاوران امین نیز ابراز وجود کنند.

3- ستاد ها به بررسی فعل و انفعالات گروههای سیاسی که در واقع مخاطب ما نیستند لیکن مواضع و عملکرد آنها می تواند بر میزان محبوبیت کاندیدای ما موثر باشد، می پردازند.

رای الکترال چیست؟ / ابراهیم علی پور

انتخابات ریاست جمهوری آمریکا برگزار شد و می‌شود گفت بیش از ادوار گذشته مورد توجه جهانیان قرار گرفته است. 
در این زمینه بحث رای الکترال ابهام برانگیز است، در اینجا نظر شما را به سوال و جواب زیر جلب می نمایم. 

چرا چنین سیستم رای‌گیری پیچیده‌ای در آمریکا وجود دارد و رئیس جمهور با رای مستقیم مردم انتخاب نمی شود؟
یک دلیلش این است که حق رای در ابتدای تشکیل آمریکا موضوع چندان شناخته شده نبود و برخی قانون‌گذاران حس می‌کردند مردم بی‌سواد گزینه مناسبی برای انتخاب رییس‌جمهور نیستند.
یک دلیل دیگر هم به برده‌داری مربوط می‌شد. هدف این بود که در ایالت‌های موافق برده‌داری، قدرت بیشتری به سفیدپوستان داده شود.


آیا سیستم کالج انتخاباتی برای امروز هم مناسب است؟
 بر اساس سیستم کالج انتخاباتی، ایالات پرجمعیت‌تر مثل کالیفرنیا و تگزاس به نسبت ایالاتی که جمعیت‌شان کمتر است، تاثیر کمتری بر نتیجه انتخابات دارند. 
از نظر برخی از مردم این روش چندان عادلانه نیست چون به ایالاتی که ساکنان کمتری دارند، قدرت انتخاباتی بیشتری می‌دهد.
در همه ایالات به جز دو مورد، نامزدی که بیشترین رای عمومی را کسب کند چه تنها یک رای بیشتر آورده باشد و چه هزار رای کل آرای ایالت در کالج انتخاباتی را هم به خود اختصاص خواهد داد. در ۲۰۱۶ ترامپ طبق همین روش توانست با وجود کسب میزان اندکی رای بیشتر در فلوریدا و ویسکانسین، آراء این دو ایالت در کالج انتخاباتی را از آن خود کند.
این اساسا یعنی بخش عمده نبرد بر سر به قدرت رسیدن در کاخ سفید در تعداد انگشت ‌شماری از ایالات اتفاق می‌افتد که دو طرف در آن‌ها شانس برنده شدن دارند. بنابراین نامزدها نیازی ندارند پول خود را برای مبارزه انتخاباتی در ایالاتی هدر دهند که یک حزب به طور قطع رای خواهد آورد.
 در حال حاضر نزدیک به ۵۸ درصد از مردم می‌خواهند این روش متوقف شود. اما از سال ۲۰۱۶، نگرش‌های حزبی به شکل قابل توجهی افزایش یافته و عده بیشتری از جمهوری‌خواهان گفته‌اند از سیستم فعلی انتخابات دقیقا به همین شکلی که هست حمایت می‌کنند.
یکی از پیشنهاداتی که برای رفع ناهماهنگی میان آرای عمومی و آرای کالج انتخاباتی مطرح شده این است که به جای اختصاص همه آرای‌ کالج انتخاباتی به نامزدی که در یک ایالت بیشترین رای را می‌آورد، این آراء به نسبت بین آن‌ها تقسیم شود.
اما اعمال هرگونه تغییر در این سیستم انتخاباتی به رای موافق دو سوم نمایندگان کنگره و سه چهارم مجالس ایالتی نیاز دارد و چنین چیزی تقریبا غیر‌ممکن است

تاثیر کرونا بر آموزش های مجازی

از زمان انتشار ویروس کرونا برای اولین بار در چین هنوز یکسال نگذشته، اما در طی این مدت آنقدر تغییر در مناسبات مختلف فرهنگی، اجتماعی، بهداشتی، اقتصادی، سیاسی و آموزشی رخ داده است که تقریبا غیر قابل پیش بینی بود. کرونا آنچنان خودش را بر ما دیکته کرد که کسی باور نداشت چنین شود. 

از حوزه های که خیلی زود و خیلی شدید درگیر تبعات کرونا شد، نظام آموزشی اعم از مدارس و دانشگاه ها بودند. قبل شیوع کرونا، تجربه تعطیلی مدارس و دانشگاه را بخاطر آلودگی را داشتیم، اما هیچگاه این امر موجب نشده بود، کلاس ها به صورت مجازی تشکیل شود. به عبارتی این اتفاق موجب شد؛ تحول بنیادی در نظام آموزشی ایران رخ دهد و می شود گفت یک جهش صورت گیرد.

با تجربیاتی که در این خصوص به دست آمده، بعید است در آینده به جای قبلی بازگردیم و همچنان نظام آموزشی به برگزاری کلاس های حضوری اکتفا کند. این موضوع از این جهت اهمیت دارد که یکی از امکانات فوق العاده اینترنت همین امکان استفاده آموزشی از آن است، بدون آنکه محدویت زمان، مکان و تعداد در آن وجود داشته باشد. همچنین کاهش چشمگیری در هزینه را در پی داشته باشد و به حل مشکل ترافیک و آلودگی هوا هم کمک کند.

حالا اینکه ما در این زمینه چقدر توفیق داشتیم و توانستیم از این امکان درست استفاده کنیم، قابل بررسی و نقد است. اما من خود در طول این مدت شاهد پیشرفت کار و افزایش اقبال دانشجویان از آموزش های آنلاین بودم. اولین باری که من کلاس ها به صورت مجازی برگزار کردم، به اواخر فروردین امسال (1399) بازمی گردد. راستش در اوایل آنقدر کار سخت بود که تقریبا ناامید شده بودم. مشکلات سامانه، عدم حضور دانشجویان در کلاس و برخی ناهماهنگی های دیگر از جمله چیزهای بود را من را نگران آینده می کرد.

اما امروز که دارم این متن را می نویسم، دو ماه از ترم امسال گذشته و خوشبختانه اکثر مشکلات برطرف شده و از همه مهم تر دانشجویان واحد 55 استقبال خوبی از خود نشان دادند و الحمدالله کلاس ها بطور منظم در حال برگزاری است. می خواهم بگویم کرونا با همه بدی ها و خسارتی که ببار آورد، در عوض ما را وارد مرحله تازه ای از دنیای ارتباطات در عصر جهانی شدن و انفجار اطلاعات نمود. / ابراهیم علی پور دوم آبان ماه 1399

تاثیر کرونا بر مناسبات اجتماعی در ایران / ابراهیم علی پور / پژوهشگر اجتماعی

تاثیر کرونا بر مناسبات اجتماعی در ایران / عدو شود سبب خیر، اگر خدا خواهد

    انسان در سیر زندگی خود طی قرون متمادی تحولات فراوان و سختی را پشت سر گذشته که در این بین سهم جنگ ها و بیماری های واگیر دار خیلی بیشتر و جدی تر بوده است. جنگ های خانمان سوز برای کسب و حفظ قدرت که در آن جوانان، افراد سالم، هوشمند و شجاع از بین می رفتند، موجب شده انسان بفکر راه های بهتری برای جابجایی قدرت بیفتد و نظام نمایندگی و دموکراسی مولود این نیاز است. در واقع برگه های رای جای شمشیر و اسلحه گرفت، بدون آنکه انسان ها را به کام مرگ بفرستد.

بیمارهای واگیردار هم موجب آن شد که انسان برای علم پزشکی اهمیت فوق العاده ای قائل شود و همین امر موجب پیشرفت های شگفت انگیزه شد. علاوه بر این دو، در بقیه موارد هم همواره نیاز و اجبار عامل اصلی سوق یافتن انسان به سمت پیشرفت بوده است. یک نکته در تمام سیر تکامل انسان وجود دارد و آن افزایش مهارت انسان در اجتماعی شدن و پیدایش حقوق و تکالیف شهروندی است.

در هر نقطه از این دنیا و در هر زمان از آن، مردمی که به این باور برسند که در سایه مشارکت همگانی است که می توانند بر مشکلات جاری زندگی فائق آیند، به معنای آن است که آن ملت در مسیر توسعه پایدار قرار گرفته است.

جایگاه مشارکت شهروندی در ایران

در ایران در باب لزوم جلب مشارکت واقعی مردم در اداره امور کشور هم در قانون اساسی و هم در قوانین جاری سخن بسیار گفته شده، برای نمونه کلمه شورا در قانون اساسی ۱۲۴ بار تکرار شده و از این منظر هیچ کشوری در این خصوص به ایران نزدیک نیست.

اما اجرای این اصل همواره با مشکل جدی مواجه بوده و هنوز مردم میوه شیرین مشارکت را نچیدند. یکی از فراز های عینی و غرور انگیز مشارکت مردم در ایران در بهمن ۵۷ با پیروزی انقلاب اسلامی و پس از آن در هشت سال دفاع مقدس رخ داد و همه شاهد بودند که در سایه مشارکت آحاد مردم کشور چگونه توانست از سد مشکلات یکی پس از دیگری عبور کند.

ولی این روند خیلی تداوم نیافت و کم کم نقش مردم کمرنگ تر شد. فاصله نوزده ساله از زمان صدور فرمان امام خمینی (ره) در اردیبهشت ۵۸  تا تشکیل شوراهای اسلامی شهر و روستا در سال ۱۳۷۷ و در پی آن متوقف ماندن طرح مدیریت یکپارچه شهری که بنا داشت ۲۳ وظیفه از بدنه فربه دولت را به شهرداری ها واگذار کند که در چانه زنی ها این تعداد به ۱۶ وظیفه کاهش یافت، نزدیک به دو دهه است که می گذرد و همچنان در میان دولت و مجلس در رفت و آمد است "معجره مشارکت" به " ویترین مشارکت " بدل شد و این روزها که با ویروس کرونا دست به گریبان هستم جای خالی سازمان و ساختار قوی و منسجم برای جلب مشارکت مردم توسط شهرداریها به خوبی نمایان است.

 از مدیریت بحران و پدافند غیر عامل، مشارکت شهروندی، محله محوری و حکومت های محلی تاکنون خیلی سخن گفته شده و حتی قوانین خوبی هم در این خصوص به تصویب رسیده است. اما تازه داریم متوجه می شویم که از گفته ها و نوشته ها تا وقتی به عمل تبدیل نشوند کاری بر نمی آید.

پیامد های کرونا

کرونا در عین تمام بدبختی ها و خساراتی که در پی آورد، این پیام را هم برای ما داشت که هوشیار شویم. چرا که نه این ویروس آخرین نوع از بیماری های واگیردار است و نه هیچ ضمانتی برای رخ ندادن حوادث بدتر و سخت تر وجود دارد. آنچه اکنون شاهد هستیم بیشتر عزم دولت، رسانه ملی و نهادهای حاکمیتی و نظامی است. ولی حرکت های مردمی به حداقل ممکن و اقدامات خود جوش خلاصه شده و فاقد انسجام و هدفمندی است.

این یعنی ما در سطح محله به عنوان کوچک ترین عنصر و واحد اجتماعی یا سازماندهی نداریم و یا اگر به عنوان مثال پایگاه های بسیج، سازمان های مردم نهاد و شورایاری را داریم توان استفاده از ظرفیت عظیم آنها را نداریم. هر کدام این نهادهای یاد شده به نوعی درگیر موضوع شدند ولی نه به صورت سازمان یافته، شورایاران تهران در تعدادی از محلات به صورت خود جوش وارد میدان شدند، ولی شورای شهر و شهرداری تدبیری در این خصوص ندارد و فرصت های زیادی در حال از دست رفتن است.

برای هر مشکل بزرگی ابتدا باید آن را به قطعات کوچک تبدیل کرد. بحران عظیم ویروس کرونا را هم باید در محله ها و خانه ها زمین گیر کرد، با کلی گویی و بدون دادن نقش به گروه های اجتماعی محلی و مردم راه بجایی نخواهیم برد. کرونا می تواند فصل تازه ای از مناسبات مثبت اجتماعی در ایران را رقم بزند.

علل ناکامی دانشگاه جامع علمی کاربردی در رسیدن به اهداف خود

علل ناکامی دانشگاه جامع علمی کاربردی در رسیدن به اهداف خود

ابراهیم علی پور

مقدمه:

   دانشگاه‌های علمی کاربردی با هدف آموزش مهارتی تاسیس شدند اما به مرورور سمت و سوی آن به‌جای مهارت محوری به مدرک‌گرایی سوق پیدا کرد و شاغلین در ادارات این دانشگاه را محل مناسبی برای گرفتن مدرک تشخیص دادند و تلاش کردند با کسب مدرک از مزایای آن در ارتقاء گروه شغلی خود بهرمند شوند.

با این ترتیب دیری نپائید و کم کم از ارزش جایگاه دانشگاه جامع علمی کاربردی در مقابل دیگر دانشگاه ها کاسته شد و حالا اگر فکری به حال این مشکل نشود معلوم نیست سرنوشت این دانشگاه به کجا ختم شود. برای جلوگیری از تشدید این وضعیت، کاهش و تغییر تعداد کدرشته‌های علمی کاربردی در سال جاری(1398) به منظور ارتقای مراکز این دانشگاه صورت گرفت است.

در این ارتباط دکتر محمدحسین امید سرپرست دانشگاه جامع علمی کاربردی در گفت‌وگو مطبوعاتی با تاکید بر اینکه سیاست وزارت علوم در مورد دانشگاه جامع علمی کاربردی کیفی‌سازی فعالیت‌ و حرکت این دانشگاه به سمت رشته‌های مهارتی مورد نیاز کشور است، تاکید داشت: تعداد زیادی از مراکز دانشگاه جامع علمی کاربردی از اهداف این دانشگاه دور شده‌اند و هدف وزارت علوم برگرداندن این مراکز به سمت اهداف دانشگاه است.

 به منظور بازگشت مراکز دانشگاه جامع علمی کاربردی به سمت ماموریت‌های این دانشگاه، یک بازه زمانی در نظر گرفته شده است. مشکل برخی از مراکز این است که یا حداقل استانداردها را رعایت نمی‌کنند یا رشته‌های غیرمرتبط با حوزه کاری خود ارائه می‌کنند. مراکز علمی کاربردی باید در فرصتی که برای آنها در نظر گرفته شده اقدام به جذب دانشجو در حوزه تخصصی خود کنند. بنابراین تغییر در تعداد کدرشته‌ها در سال جاری ناشی از تغییر سیاست دانشگاه جامع علمی کاربردی و وزارت علوم نیست. برای تحقق اهداف این دانشگاه بایستی همه کدرشته‌محل‌ها استانداردهای لازم را داشته باشند و مراکز در رشته‌های غیرمرتبط دانشجو پذیرش نکنند.

 زیرا یکی از ماموریت‌های دانشگاه جامع علمی کاربردی این است که رشته‌های مورد نیاز جامعه را ارائه کند تا دانش‌آموختگان این دانشگاه، بعد از فارغ التحصیلی سریعاً شغل مناسبی پیدا کنند. يکي از اساسي ترين رسالت هاي دانشگاه جامع علمي کاربردي انتقال، ارتقاي دانش، فناوري کار و ايجاد مهارت و توانايي در افراد، به منظور تصدي مشاغل و رفع نياز بازار کار است. اطلاعات موجود حاکي از آن است که ميان انتظارات کارفرمايان با سطح مهارت دانش آموختگان دانشگاه جامع علمي کاربردي رابطه معني داري وجود ندارد.

ادامه نوشته

مهارت‌های دهگانه ضروری برای داشتن زندگی فردی و اجتماعی موفق/ ابراهیم علی پور

 مهارت‌های دهگانه ضروری برای داشتن زندگی فردی و اجتماعی موفق:

۱- مهارت خودآگاهی
۲- مهارت همدلی
۳- مهارت روابط بین فردی
۴- مهارت ارتباط موثر
۵- مهارت مقابله با استرس
۶- مهارت مدیریت هیجان
۷- مهارت حل مسئله
۸- مهارتت تصمیم گیری
۹- مهارت تفکر خلاق
۱۰- مهارت تفکر نقادانه

🔶 مهارت خودآگاهی:
توانایی شناخت نقاط ضعف و قوت و یافتن تصویری واقع‌بینانه از خود. شناخت نیازها و تمایلات فردی برای آشنایی با حقوق و مسئولیت های فردی و اجتماعی. 

🔶 مهارت همدلی:
درک کردن دیگران و مشکلاتشان در هر شرایطی. این مهارت به دوست داشتن و دوست داشته شدن و در نتیجه روابط اجتماعی بهترِ افراد با یکدیگر می‌انجامد.

🔶مهارت روابط بین فردی:
مشارکت و همکاری با دیگران، همراه با اعتماد واقع بینانه، که در کنار تقویت دوستی‌ها، دوستی‌های ناسالم را خاتمه می‌دهد تا کسی از چنین روابطی آسیب نبیند.

🔶مهارت ارتباط موثر:
درک بهتر نیازها و احساسات دیگران، به شیوه‌ای که فرد بتواند نیازها و احساسات خودش را نیز در میان بگذارد. تا ارتباطی رضایت بخش شکل گیرد.

🔶 مهارت مقابله با فشار عصبی:
با آموختن این مهارت افراد هیجان‌های مثبت و منفی را در خود و دیگران می‌شناسند و سعی می‌کنند واکنشی نشان دهند که این عوامل مشکلی برای آنها ایجاد نکنند.

🔶 مهارت مدیریت هیجان:
هر انسانی که در زندگی خود با هیجانات گوناگونی از جمله غم، خشم، ترس، خوشحالی، لذت و موارد دیگر مواجه است که همه این هیجانات بر زندگی او تاثیر می‌گذارد. شناخت و مهار این هیجانات، همان مدیریت هیجان است. برای کسب این مهارت فرد به طور کامل باید بتواند احساسات و هیجانات دیگران را نیز درک و به نوعی این هیجانات را مهار کند.

🔶مهارت حل مسئله:
زندگی سرشار از مسائل ساده و پیچیده است. با کسب این مهارت بهتر می‌توانیم مشکلات و مسائلی را که هر روز در زندگی برایمان رخ می‌دهند، از سر راه زندگی‌مان برداریم.

🔶مهارت تصمیم‌گیری:
برای برداشتن هر قدمی در زندگی باید تصمیم‌گیری کنیم، مسیر زندگی انسان را تصمیم‌گیری‌های او مشخص می‌کند. با آموختن این مهارت اهداف خود را واقع بینانه تعیین و از میان راه‌حل‌های موجود، بهترین را انتخاب می‌کنیم و مسئولیت عواقب آن را نیز به عهده می‌گیریم.

🔶مهارت تفکر خلاق:
تفکر یکی از مهمترین مهارت‌های زندگی است. مهارت تفکر خلاق، همان قدرت کشف، نوآوری و خلق ایده‌ای جدید است تا در موارد گوناگون بتوانیم راهی جدید و موثر بیابیم. با آموختن تفکر خلاق، هنگام مواجهه با مشکلات و دشواری‌ها احساسات منفی را به احساسات مثبت تبدیل می‌کنیم. هنگامی که تفکر خلاق را می‌آموزیم دیگر مشکلات زندگی مزاحم ما نیستند، بلکه هر کدام فرصتی هستند تا راه‌حل‌های جدید بیابیم و مشکلات را به گونه‌ای حل کنیم که کسی تاکنون این کار را نکرده باشد.

🔶 مهارت تفکر نقادانه:
این مهارت موجب می‌شود هر چیزی را به سادگی قبول یا رد نکنیم و پیش از آن، موضوع مورد نظر را به خوبی مورد بررسی قرار دهیم و پس از آن، در مورد رد یا پذیرش آن تصمیم گیری کنیم. با آموختن تفکر نقادانه فریب دیگران را نمی‌خوریم و به عاقبت امور به خوبی فکر می‌کنیم و دقیق و درست تصمیم می‌گیریم و ارتباطات درستی برقرار می کنی.

واحد 55 دانشگاه جامع علمی کاربردی در کشور رتبه اول را کسب کرد

ده مرکز برتر کشوری و ۲۶ مرکز برتر استانی دانشگاه جامع علمی کاربردی معرفی شدند

به اطلاع دانشجویان محترم واحد 55 دانشگاه جامع علمی کاربردی می رساند؛ این واحد موفق شد رتبه اول در میان دانشگاه های علمی کاربردی در کشور را کسب کند. بی شک این برگ زرین حاصل مدیریت مدبرانه ریاست محترم دانشگاه سرکار خانم محمد خانی، اساتید و پرسنل خدوم دانشگاه و شما دانشجویان عزیز است. این انتخاب شایسته را خدمت تمامی عزیزان صمیمانه تبریک عرض می نمایم. /  ابراهیم علی پور

 

به گزارش روابط عمومی دانشگاه جامع علمی کاربردی، دکتر محسن محمدزاده معاون نظارت و سنجش دانشگاه جامع علمی کاربردی از نتایج سطح بندی سال 1398 مراکز آموزش علمی کاربردی خبر داد.

معاون نظارت و سنجش دانشگاه جامع علمی کاربردی گفت: با مشارکت مراکز آموزش علمی­ کاربردی و واحدهای استانی دانشگاه، سطح‌بندی سال 1398 مراکز آموزشی، توسط معاونت نظارت و سنجش انجام شد.

وی عنوان کرد: در فرآیند این سطح بندی، مراکز آموزش علمی­ کاربردی مطابق مدلی مشتمل بر 8 عامل، 55 ملاک و 179 نشانگر ارزیابی و براساس امتیاز کسب شده، تعیین سطح شدند.

دکتر محسن محمدزاده افزود: بنا بر نتایج حاصله 230 مرکز در سطح 2 (پیوست)، 248 مرکز در سطح 3 و 40 مرکز در سطح 4 قرار گرفتند.

معاون نظارت و سنجش دانشگاه جامع علمی کاربردی اظهار داشت: سطوح تعیین شده مبین وضعیت جاری هر یک از مراکز آموزشی بوده و نتایج حسب سطح عملکرد و میزان تحقق توصیه ­های اصلاحی؛ در ارزیابی­های بعدی متغیر است.

وی خاطر نشان کرد: به منظور تبیین شفاف مولفه­ های موثر در کیفیت آموزش­های علمی­ کاربردی و ترغیب مراکز آموزشی برای پرداختن به امور دارای اولویت، نتایج حاصله به تفکیک و به همراه تدابیر مورد نظر در قالب بسته­های تشویقی، هدایتی و هشداری متعاقبا از طریق سامانه فوق الذکر در دسترس مراکز آموزشی و واحدهای استانی ذی­ربط قرار خواهد گرفت.

گفتنی است علاوه بر بسته­ های فوق، تقدیر از 10 مرکز برتر سطح 2 (پیوست) توسط رئیس دانشگاه جامع علمی کاربردی انجام شد.

ده مرکز برتر کشوری بر اساس حروف الفبا:

مرکز آموزش علمی کاربردی شرکت ذوب آهن اردبیل (اردبیل)

مرکز آموزش علمی کاربردی شرکت تولیدی قند کرج( البرز)

مرکز آموزش علمی کاربردی فرهنگ و هنر واحد 55 تهران (تهران شرق)

مرکز آموزش علمی کاربردی شرکت صنعتی کوشا(تهران غرب)

مرکز آموزش علمی کاربردی جهاد دانشگاهی مشهد (خراسان رضوی)

مرکز آموزش علمی کاربردی شرکت تولیدی شیمیایی کلران (سمنان)

مرکز آموزش علمی کاربردی شرکت تولیدی صنعتی علوم و فنون قزوین (قزوین)

مرکز آموزش علمی کاربردی فرهنگ و هنر واحد 1 کردستان (کردستان)

مرکز آموزش علمی کاربردی جهاد دانشگاهی کرمانشاه (کرمانشاه)

 مرکز آموزش علمی کاربردی شرکت تولید تجهیزات سنگین هپکو (مرکزی)

هفت نکته ظریف جستجو در گوگل

هفت نکته ظریف جستجو در گوگل

با مهارت ‌یافتن در استفاده از گوگل که بزرگ‌ترین موتور جستجو در جهان است، در هنگام جستجو برای مطالب، در زمان صرفه ‌جویی کنید. با دنبال کردن نکات زیر، متوجه خواهید شد که برای انجام جستجوی حرفه‌ای در گوگل، باید چه کارهایی را انجام دهید. نکات ساده و در عین حال بسیار مفید برای جستجو کردن در گوگل به صورت حرفه‌ای عبارتند از:

1 - استفاده از علامت نقل قول انگلیسی، یعنی “”؛ مثال: “دوستت دارم مادر”

استفاده از علامت نقل قول برای عبارتی که جستجو می‌کنید، موجب می‌شود که دقیقاً همان عبارت را جستجو کنید. یعنی، عبارتی که در علامت نقل قول قرار داده‌اید، در تمام نتایج جستجوی شما وجود خواهد داشت.

2 - استفاده از خط تیره؛ برای مثال: دلفین‌ها فوتبال

اگر می‌خواهید کلمه‌ای در نتایج جستجو وجود نداشته باشد، قبل از آن کلمه از خط تیره استفاده کنید.

3 - استفاده از علامت مد (~)؛ برای مثال: موسیقی ~کلاس‌ها

زمانی باید از علامت مد استفاده کنید که می‌خواهید مترادف‌های کلمه‌ی مورد نظر نیز در نتایج جستجو وجود داشته باشد. برای نمونه، با جستجوی عبارت بالا، کلاس‌ها، درس‌ها، آموزش موسیقی و غیره را جستجو خواهید کرد.

4 - استفاده از site؛ برای مثال: site:ndtv.com

با استفاده از site:، فقط در داخل وب‌سایت خاصی، جستجو خواهید کرد.

5 - استفاده از خط عمودی؛ برای مثال: بلوز | پیراهن | زیرپیراهن

با استفاده از خط عمودی، وب‌سایت‌هایی را جستجو خواهید کرد که در آنها یکی، یا دو تا، یا تمام عبارت‌های قرار گرفته میان خطوط عمودی، وجود دارد.

6 - استفاده از دو نقطه؛ برای مثال: فیلم‌های ۱۹۷۰..۱۹۵۰

وقتی می‌خواهید در بازه‌ی میان دو عدد جستجو کنید، از دو نقطه استفاده کنید. مثلا در عبارت بالا، فیلم‌های مربوط به بازه‌ی زمانیِ ۱۹۵۰ تا ۱۹۷۰ را جستجو خواهید کرد.

7 - برای جستجوی انواع مختلف فایل عبارت filetype: را بنویسید و بلافاصله نوع فایل را بنویسید. مثلاً برای جستجوی انحصاری مقالات pdf عبارت filetype:pdf را بنویسید و سپس کلمه مورد جستجو مثلاً کلمه تحریم را بنویسید.

ویژگی های منفی کشور های‌ جهان سوم

 سی ویژگی منفی در کشور های‌ جهان سوم

 دکتر محمود سریع القلم طی یادداشتی به سی ویژگی مشترک در جهان سوم به صورت فهرست وار اشاره کرده که بسیار قابل تامل است. به نظرم رسید در ذیل هر کدام از این موارد توضیحی اضافه کنم و آن را باز نشر دهم با این امید که برای دانشجویان عزیز مفید واقع شود و تلنگری باشد برای بهتر شدن و گام برداشتن در مسیر توسعه ایران عزیز

۱-  اول عصبانی می ‌شوند، بعد شاید فکر کنند؛

در عصبانیت قوای فکری به شدت تحلیل می رود و سخن، رفتار و تصمیم ها معمولا غلط و غیر منطقی می شود. می شود گفت مهارت جهان سومی ها در گفتگو و مذاکره اصولی و سازنده خیلی ضعیف است و تبعات این ضعف از خانواده گرفته تا جامعه بخوبی نمایان است. ما ضرب المثل معرفی داریم که می گوئیم : " نوش دارو بعد مرگ سهراب " البته حتی اگر بعد از عصبانیت هم فکر کنیم باز هم خوب است و آسیب های احتمالی را کاهش می دهد.

 

 

ادامه نوشته

باید موفق شوم !

باید موفق شوم !

همه ما روزی بدنیا آمدیم و روزی از دنیا خواهیم رفت. آنچه اهمیت دارد فاصله میان این دو رویداد است که زندگی ما را تشکیل می دهد. آدم ها این فاصله را مثل هم طی نمی کنند و برای همین میان زندگی افراد تفاوت زیادی وجود دارد. عده ای در زندگی همواره با رنج و هرمان سر می کنند و برخی حتی از سختی ها و محرومیت ها نیز پلی برای پیشرفت می سازند.

راستی چرا اینطور است؟ چرای همه نمی توانند از زندگی خوبی برخودار شوند؟ جواب در اتکا به توانایی ها و استعدادهای دارد که خداوند در وجود همه بندگانش به ودیعه گذاشته است. تا این استعداد ها و توانایی ها شکوفا نشود، اتفاق خاص و مثبتی در زندگی ما رخ نخواهد داد. یکی از جاهای که به ما کمک می کند تا خود را بهتر بشناسیم و در استفاده از توانمندی های خود تلاش کنیم و آینده خوبی برای خود رقم بزنیم دانشگاه است.

ولی متاسفانه چه بسیار افرادی که توفیق دانشجو شدن را بدست می آورند، ولی دانشجو
نمی شوند و از این فرصت طلایی در زندگی خود استفاده نمی کنند. خب چه باید کرد تا این وضعیت تغییر کند؟ یکی از بهترین کارهای دادن تذکر و بر انگیختن هوشیاری است که می تواند در دوره دانشجویی بارها و بارها تکرار شود تا تاثیر گذار گردد.

در بیان دوباره اینکه به تمام دانشجویان عزیز ارادت دارم و برای موفقیت ایشان از هیچ تلاشی فروگذار نمی کنم بخش های از کتاب " احمق بار آوردن بچه هایمان " را در آستانه شروع امتحانات ترم تقدیم حضورتان، می کنم تا بهترین باشید.

قانون شماره یک: زندگی عادلانه نیست، بهتره باهاش کنار بیایی!

قانون شماره دو: اگر فکر میکنی معلم و استاد دانشگاه ت آدم های بی انصافی هستند، پس منتظر باش رییس ت رو هم ببینی تا واقعیت دست گیرت شود!

قانون شماره سه: کار کردن توی رستوران یا دستفروشی و امثال اینها نشانه ضعف یا بدبختی نیست؛ بعضی ها به این کارها میگن فرصت کسب درآمد، از هر کاری که داری شروع کن به بهتر شدن و ترقی کردن و کسب موقعیت بهتر، متوقف نشو!

قانون چهارم: زندگی واقعی ترم دانشگاه نداره، تابستون هم تعطیل نیستی، همکارت هم مثل همکلاسیت وقت نداره توی کارها کمکت کنه، حواست باشه اینجا فقط خودتی! پاشو به فکر کارت باشه، پس کی می خوای شروع کنی؟

قانون پنجم: اگه زندگیت بهم ریخته، تقصیر مادر و پدرت نیست، در واقع برای هیچکس این موضوع مهم نیست؛ پس وقتت رو برای پیدا کردن مقصر تلف نکن، بلند شو دست بکار شو و موانع را از سر راهت بردار، باید به خودت باور داشته باشی، همین!

با احترام ابراهیم علی پور - هفتم دی ماه سال نود و هفت

نظام آموزش مهارت محور

نهاد دانشگاه در تمام کشورها از ارکان توسعه و پیشرفت جامعه است. دانشگاه هم مثل تمام پدیدهای اجتماعی احتمال دارد دچار آسیب و انحراف از مسیر صحیح و اصلی شود. برای مثال مدرک گرایی، مدرک فروشی،منطبق نبودن آموزش ها با نیازهای واقعی جامعه و... از مواردی است که معمولا گریبان دانشگاه را می گیرد.
در ایران هم شاهد کج تابی های در این خصوص هستیم. در واقع دانشگاه در کشور ما فراز و نشیب فراوانی را طی کرده است. در سال 1390 هیات وزیران آئین نامه نظام آموزش مهارت و فناوری را تصویب کرد و دانشگاه جامع علمی کاربردی را به عنوان مصداق کامل آموزش مهارت محور معرفی کرد.

ادامه نوشته

چرا وبلاگ‌ نویسی از نوشتن در شبکه‌ های اجتماعی مهم‌تر است؟

چرا وبلاگ‌ نویسی از نوشتن در شبکه‌ های اجتماعی مهم‌تر است؟

نویسنده: شاهین کلانتری

۱

یکی از دوستانم پرسیده بود: چطور می‌توانی هر روز در سایتت بنویسی؟

یک نفر دیگر هم توی اینستاگرام پرسیده بود با وجود این‌همه مخاطب در اینستاگرام؛ و دوره‌ای که وبلاگ‌نویسی از مد افتاده، چرا روی داشتن سایت تأکید داری؟

من با ترکیب این دو سال می‌خواهم دربارۀ یکی دو تا نکتۀ مهم بگویم.

 

اول جواب سادۀ سوال دوم را بدهم:

اینستاگرام در نهایت مثل دمبل‌های خانگی است، جای باشگاه را نمی‌گیرد. عضلات نویسنده را چندان قوی نمی‌کند. شاید هم کلاً در پستو قایمش کنی و هرگز سراغش نروی. خود تو هر سؤال مهمی داشته باشی، توی گوگل سرچ می‌کنی، نه اینستاگرام. پس می‌رویم سراغ وب.

خب، گوگل هم که از خودش محتوا تولید نمی‌کند. به سایت‌ها و وبلاگ‌ها لینک می‌دهد دیگر. اینجوری می‌شود که وقتی تو سرت را کرده‌ای توی برف اینستاگرام و تلگرام، من اینوری کاری می‌کنم که اگر سؤال داشتی گوگل تو را بفرستد پیش من. این یعنی قدرت وب.

ضمن اینکه اکانت داشتن در شبکه‌های اجتماعی مثل آلونک زدن وسط ویلای دیگران است. من دوست دارم قصر خودم را بنا کنم. جایی که همه چیز تحت کنترل خودم باشد نه مدیران شبکه‌های اجتماعی.

 

باری، چرا ول کنِ به روز کردن روزانۀ سایتم نیستم؟

چون من زندگی‌ام را گره زده‌ام به این سایت.

من با این سایت ایده‌هایم را ترویج می‌کنم، رابطه می‌سازم، تاثیر می‌گذارم، تغییر ایجاد می‌کنم و بزرگ می‌شوم.

تعارف که نداریم، در چند سال اخیر هیچ‌کس عملاً مثل من در روزانه‌نویسی پافشاری نکرده. علیرغم هزار مشکل و گرفتاری و پیشنهاد وسوسه‌انگیز دیگر، هر طور شده‌ نوشته‌ام. دیگران را هم به وبلاگ‌نویسی روزانه ترغیب‌ کرده‌ام.

ادامه نوشته

باشگاه اندیشه

دانشگاه به مثابه باشگاه اندیشه

جسم و روح ما همچون دو رفیقی هستند که اگر از هم جدا شوند، داستان زندگی ما هم به اتمام خواهد رسید و دیگر از ما با نام مرحوم یاد خواهند کرد. اما تا این دو با هم همراه هستند، ما هم باید هوای آنها را داشته باشیم، تا مبادا ضعیف، بیمار و یا ناقص شوند. تکلیف جسم در این میان تا حد زیادی معلوم است. در تغذیه خود دقت می کنیم،ورزش می کنیم و حتی به طور مرتب به باشگاه
می رویم تا از تناسب اندام و عضلات ورزیده برخوردار شویم. همچنین با استراحت و تفریح و گردش کم و کسری ها را جبران می کنیم و اگر هم مشکلی پیش آید فورا خود را به دکتر می رسانیم.

 

ادامه نوشته

چند پرسش در مورد فرهنگ

1ـ فرهنگ چيست ؟

ارائه يك پاسخ جامع وكامل به اين پرسش دشوار است و به همين خاطر تاكنون تعاريف متعددي از فرهنگ بيان شده، يكي از علت هاي اين امر گستردگي بي وقفه مفهوم فرهنگ به عرصه هاي مختلف است، در توضيح اين نكته مي توان گفت در پانزده ميليون سال پيش مهم ترين دغدغه­اي انسان غلبه و تسلط بر طبيعت بوده، انسان اوليه از نيروي غريزه خود بيشتر بهره مي برده تا از قوه تفكرش اما به تدريج انسان در طول تاريخ توانست از سمت رفتار غريزي به سمت انديشه ورزي و رفتار متفكرانه حركت كند كه اين امر موجب توليد معلومات و دانش شد و در طول زمان انباشته و به نسل هاي بعدي انتقال يافته، كه از آن به عنوان فرهنگ و تمدن ياد مي شود.

در سايه تمدن و فرهنگ جوامع بشري، حكومت ها و مناسبات اجتماعي، اقتصادي، سياسي و فرهنگي شكل گرفته است. بعد از عصر روشنگري نگاه دقيق­تر و جدي­تري در اروپا به مقوله فرهنگ صورت گرفت و از اواسط قرن نوزدهم موضوع فرهنگ به صورت ويژه و به عنوان يك رشته تخصصي دانشگاهي شناخته شد و مكتب بير منگام به عنوان آغازگر اين تحول شناخته مي شود.

ادامه نوشته

قدرت رسانه های نوین

شوق به دانستن بیشتر و اطلاع از رازها و اخبار پنهان در میان انسانها قدمتی به اندازه خلقت خود انسان دارد.

با اجتماعی شدن زندگی بشر و پیدایش مفهوم دولت و ملت کم کم این میل به ابزاری برای نظارت از سوی طرفین تبدیل شد.

دولت ها با استفاده از سازمان های امنیتی و اطلاعات سعی وافر داشتند از تمام احوالات مردم سردر بیاورند و مردم هم از محافل همنشینی گرفته تا دهان به دهان کردن شایعات سعی کردند سر از کار دولت ها دربیاورند.

با انقلاب صنعتی و رواج صنعت نشر امکان ارتباط جمعی گسترش یافت و مطبوعات به عنوان رکن چهارم دموکراسی پا در عرصه عمومی گذاشتند و در کنار نقش های مختلف نقش نظارتی و شفاف سازی عملکرد دولت ها را بر عهده گرفتند.

 

ادامه نوشته