اما در تمام احوالات همواره اربابان قدرت یکی دو گام از مردم جلوتر عمل کرده و شرایط را به نفع خود رقم زدند.

در این فرآیند مطبوعات، تلفن، رادیو و تلویزیون نقش آفرینی کردند ولی سهم قدرتمندان همواره در آنها بیشتر شد.

تا اینکه نوبت به تشکل‌ها و گروه های اجتماعی و دموکراسی و قواعد مدنی رسید تا بتوانند جبهه مردم را تقویت کند.

همه چیز به آرامی پیش می رفت تا سروکله تکنولوژی های نوین ارتباطی پیدا شد و مک لوهان گفت جهان به مدد ارتباط ماهواره‌ای به دهکده جهانی تبدیل خواهد شد.

هنوز شوک ماهواره به اتمام نرسید بود که پدیده شگفت انگیزه اینترنت بازار ارتباطات را کاملا متحول کرد و نام خود را بر تارک عصر جدید نهاد " عصر ارتباطات"  با این ترتیب فضای مجازی متولد شد و تمام محدودیت های زمانی و مکانی در برقرار ارتباط از میان رفت و بقول ارتباطاتی ها، ارتباط بر خط و آنلاین شد.

تلفن های همراه این پازل را تکمیل کرد و هرشهروند یک رسانه شد باور عمومی، البته در ابتدای گسترش این امکان جدید ارتباطی مثل دیگر مصادیق تکنولوژی های قبلی، استفاده مناسبی از آن صورت نگرفت و برای مثال پخش فلیم های خصوصی و استفاده های تبلیغاتی و سرگرم کنند بیشتر مورد توجه قرار گرفت.

اما زمانی نگذشت که مردم دریافتند شبکه‌های اجتماعی مجازی فرصتی طلایی برای توسعه کشور و ابزاری قوی برای نظارت بر عملکرد مدیران هستند .

این رویکرد در کشور ما با رواج تلگرام به سرعت رواج یافت و اکنون بیشترین کارکرد تلفن های همراه همانا گیرنده و فرستنده است که مخاطب خود را قادر می سازد در حداقل زمان به حجم زیادی از اطلاعات دست یابد.

خوب اگر بپذیریم که شفاف سازی عملکرد و حق دسترسی مردم به اطلاعات امری قانونی و از حقوق شهروندی محسوب می‌شود و با نظارت و مشورت تعداد و عمق خطاهای مدیران به نحو چشمگیری کاهش پیدا می کند و این همان کارکرد گروه های اجتماعی و مصداق مشارکت واقعی شهروندان در اداره امور کشور است.

چرا باید این همه به کسانی که برخی از اخبار مربوط به مدیران را در اختیار عموم قرار داد اند خرده بگیریم و عمل ایشان را برچسب زنی کنیم و آن را عملی قبیح و غیر اخلاقی معرفی کنیم؟

در حال که غیر از اخبار و اطلاعات طبقه بندی شده و غیر مسند و خلاف عفت عمومی بقیه اخبار مربوط به زندگی شهروندان بایستی منتشر شود چرا که زندگی مردم به تصمیم گیری درست یا غلط همین مدیران گره خورده و این حق مردم است که از سرنوشت خود اطلاع داشته باشند.

خوشبختانه تمام این موضوعات در کشور ما مبنای قانونی دارد و لازم اجرا است.

به نظر می رسد بجای آنکه به متشنج کردن اوضاع دامن بزنیم و همدیگر را به عناوین مختلف متهم کنیم, بهتر است به قانون احترام بگزاریم. تا قوای سه گانه بتوانند به وظایف خود عمل نمایند.

اگر کسی اخبار و اطلاعات طبقه بندی شده و غیر مسند منتشر کرده با او مطابق قانون برخورد شود. ولی اگر کسی به وظایف شهروندی و یا اصول حرفه ای خود پایبند بود، شایسته تقدیر است نه تنبیه!

یادمان باشد:

- رسانه ها یکی از ارکان جدائی ناپذیر توسعه هستند.

- رسانه صدای ملت و جامعه مدنی است.