اصول تبلیغات انتخاباتی

  در آستانه انتخابات نیاز جامعه جهت دریافت اطلاعات شفاف از کاندیداها افزایش می یابد و کسانی می توانند این مسئولیت را بر عهده بگیرند که در این زمینه متخصص باشند و آنها کسانی نیستند جز متخصصان علوم ارتباطات که در حوزه تبلیغات انتخاباتی از آگاهی و تجربه لازم برخوردارند.

تبلیغات مدون و برنامه ریزی شده یکی از ابزارهای قوی مدیریت افکار در زمان انتخابات است. اما آنچه در رفتارهای اکثر کاندیداهای انتخاباتی به چشم می خورد بی توجهی آشکار به تبلیغات اصولی و هدفمند در عرصه انتخابات است. آشنایان به کارکردهای تبلیغات می دانند که ستادهای انتخاباتی از سویی در جستجوی تغییرات در افکار عمومی و نحوه برخورد با مسایل انتخاباتی و فعالیتها و کنش های رقبای خود هستند و از دیگر سوی در قبال حوادث و رخدادهایی که به شکل بالقوه برای فرد کاندیدا نتایج منفی به همراه دارد و توان آن را با محدودیت مواجه می سازد عکس العمل نشان می دهد.

آنچه در محتوای پیامهای انتخاباتی اغلب کاندیداها مشاهده می شود حکایت از غیرحرفه ای بودن مسئولان ستادها و عدم آشنایی آنان به اصول ارتباطات و تبلیغات دارد. به جز معدود شعارهای انتخاباتی که مقداری نزدیک به نیازها و مطالبات افکار عمومی است بقیه انگار شاعرند و شعری سروده اند، غافل از اینکه افکار عمومی از لایه ها و قشربندی متعدد و متنوعی تشکیل شده و با این پیامها شعر مانند، نه تنها جذب نمی شود بلکه سردرگم تر نیز می شود. واژه های عشق، هوای تازه، شهر پاک، فکر نو، هویت و ... از این جمله اند.
اکثر ستادهای انتخاباتی فکر می کنند؛ غیراز انتشار و توزیع چند پوستر، بروشور و برپایی سخنرانی و تهیه تیزر تبلیغاتی و نصب بنر، کار دیگری بر عهده ندارند.

مراد از طرح این موضوع طرح این سئوال است:

  1. ستادهای انتخاباتی کاندیداها تا چه اندازه با افکار عمومی در سطح گسترده آشنایی دارند؟
  2. چه اندازه به تحقیقات افکار عمومی مبادرت کرده و تا چه اندازه ای نیازهای مخاطبانشان را می شناسند؟
  3.  آیا با مطالبات مردم از نگاه علمی آشنایی دارند؟
  4.  آیا از قبل برنامه ریزی علمی جهت ورود به حوزه افکار عمومی به عمل آورده اند؟
  5. آیا از متخصصان آشنا به حوزه های ارتباطات بهره جسته یا با آنها مشورت کرده اند؟
  6. آیا متناسب با ترکیب جمعیتی قومی، جنسی، سنی، مذهبی، تحصیلی و جغرافیایی و ... به ارائه برنامه پرداخته اند؟
  7. آیا شعارها با علم به موارد فوق الذکر ارائه شده؟

نتایج و تجربیات گذشته حکایت از آن دارد که در پیامها و شعارهای اکثر کاندیدادها اثری از توجه به افکار عمومی و نیازهای مردم دیده نمی شود. در حقیقت فقدان کار اصولی کاملاً مشهود است. ستادهای انتخاباتی نقش کانون های تبلیغاتی و مجری فعالیت های انتشاراتی را به عهده گرفته اند.

بی تردید در ارائه تعریف برای ستاد ها و کمپین های انتخابات، باید چهار مفهوم بنیادی را مدنظر قرار داد.
این مفاهیم شامل: 1- ایجاد، حفظ و توسعه تفاهم با مخاطبان 2- برقراری ارتباط دو سویه رای دهندگان 3-  عمل بر اساس تحقیق و برنامه مشخص 4-  رعایت موازین اخلاقی در تمام مراحل کار است.

در اینجا باید به نکاتی تاکید شود :

1-   محدوده فعالیت های ستادهای انتخاباتی سیاسی به فراتر از گروه های مخاطب اولیه گسترش می یابد و مخاطبان بالقوه را که شناخت چندانی از کاندیدای ما ندارند را نیز در بر می گیرد.

2- ستاد های انتخاباتی تنها به وظایف مشخص و تکنیک های خاص خود عمل نمی کند بلکه می تواند در قالب مشاوران امین نیز ابراز وجود کنند.

3- ستاد ها به بررسی فعل و انفعالات گروههای سیاسی که در واقع مخاطب ما نیستند لیکن مواضع و عملکرد آنها می تواند بر میزان محبوبیت کاندیدای ما موثر باشد، می پردازند.