اصول تبلیغات انتخاباتی / ابراهیم علی پور
اصول تبلیغات انتخاباتی
در آستانه انتخابات نیاز جامعه جهت دریافت اطلاعات شفاف از کاندیداها افزایش می یابد و کسانی می توانند این مسئولیت را بر عهده بگیرند که در این زمینه متخصص باشند و آنها کسانی نیستند جز متخصصان علوم ارتباطات که در حوزه تبلیغات انتخاباتی از آگاهی و تجربه لازم برخوردارند.
تبلیغات مدون و برنامه ریزی شده یکی از ابزارهای قوی مدیریت افکار در زمان انتخابات است. اما آنچه در رفتارهای اکثر کاندیداهای انتخاباتی به چشم می خورد بی توجهی آشکار به تبلیغات اصولی و هدفمند در عرصه انتخابات است. آشنایان به کارکردهای تبلیغات می دانند که ستادهای انتخاباتی از سویی در جستجوی تغییرات در افکار عمومی و نحوه برخورد با مسایل انتخاباتی و فعالیتها و کنش های رقبای خود هستند و از دیگر سوی در قبال حوادث و رخدادهایی که به شکل بالقوه برای فرد کاندیدا نتایج منفی به همراه دارد و توان آن را با محدودیت مواجه می سازد عکس العمل نشان می دهد.
آنچه در محتوای پیامهای انتخاباتی اغلب کاندیداها مشاهده می شود حکایت از غیرحرفه ای بودن مسئولان ستادها و عدم آشنایی آنان به اصول ارتباطات و تبلیغات دارد. به جز معدود شعارهای انتخاباتی که مقداری نزدیک به نیازها و مطالبات افکار عمومی است بقیه انگار شاعرند و شعری سروده اند، غافل از اینکه افکار عمومی از لایه ها و قشربندی متعدد و متنوعی تشکیل شده و با این پیامها شعر مانند، نه تنها جذب نمی شود بلکه سردرگم تر نیز می شود. واژه های عشق، هوای تازه، شهر پاک، فکر نو، هویت و ... از این جمله اند.
اکثر ستادهای انتخاباتی فکر می کنند؛ غیراز انتشار و توزیع چند پوستر، بروشور و برپایی سخنرانی و تهیه تیزر تبلیغاتی و نصب بنر، کار دیگری بر عهده ندارند.
مراد از طرح این موضوع طرح این سئوال است:
- ستادهای انتخاباتی کاندیداها تا چه اندازه با افکار عمومی در سطح گسترده آشنایی دارند؟
- چه اندازه به تحقیقات افکار عمومی مبادرت کرده و تا چه اندازه ای نیازهای مخاطبانشان را می شناسند؟
- آیا با مطالبات مردم از نگاه علمی آشنایی دارند؟
- آیا از قبل برنامه ریزی علمی جهت ورود به حوزه افکار عمومی به عمل آورده اند؟
- آیا از متخصصان آشنا به حوزه های ارتباطات بهره جسته یا با آنها مشورت کرده اند؟
- آیا متناسب با ترکیب جمعیتی قومی، جنسی، سنی، مذهبی، تحصیلی و جغرافیایی و ... به ارائه برنامه پرداخته اند؟
- آیا شعارها با علم به موارد فوق الذکر ارائه شده؟
نتایج و تجربیات گذشته حکایت از آن دارد که در پیامها و شعارهای اکثر کاندیدادها اثری از توجه به افکار عمومی و نیازهای مردم دیده نمی شود. در حقیقت فقدان کار اصولی کاملاً مشهود است. ستادهای انتخاباتی نقش کانون های تبلیغاتی و مجری فعالیت های انتشاراتی را به عهده گرفته اند.
بی تردید در ارائه تعریف برای ستاد ها و کمپین های انتخابات، باید چهار مفهوم بنیادی را مدنظر قرار داد.
این مفاهیم شامل: 1- ایجاد، حفظ و توسعه تفاهم با مخاطبان 2- برقراری ارتباط دو سویه رای دهندگان 3- عمل بر اساس تحقیق و برنامه مشخص 4- رعایت موازین اخلاقی در تمام مراحل کار است.
در اینجا باید به نکاتی تاکید شود :
1- محدوده فعالیت های ستادهای انتخاباتی سیاسی به فراتر از گروه های مخاطب اولیه گسترش می یابد و مخاطبان بالقوه را که شناخت چندانی از کاندیدای ما ندارند را نیز در بر می گیرد.
2- ستاد های انتخاباتی تنها به وظایف مشخص و تکنیک های خاص خود عمل نمی کند بلکه می تواند در قالب مشاوران امین نیز ابراز وجود کنند.
3- ستاد ها به بررسی فعل و انفعالات گروههای سیاسی که در واقع مخاطب ما نیستند لیکن مواضع و عملکرد آنها می تواند بر میزان محبوبیت کاندیدای ما موثر باشد، می پردازند.